محمد باقر شريعتى سبزوارى

137

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

ابهام باقى بماند . ما براى اولين بار اين دو را از يك‌ديگر تفكيك مىكنيم و براى جلوگيرى از اشتباه لفظى ، اختلاف نظر در مسئلهء اوّل را ، كه در مورد تصورات است و جنبهء علم‌النفسى روان‌شناسى دارد ، به نام « حسى و عقلى » و اختلاف‌نظر در مسئلهء دوم را كه در مورد تصديقات است و جنبهء منطقى دارد به نام « تعقلى و تجربى » خوانده و مىخوانيم . نظريهء حكماى مشرق و حكماى مغرب و نظريهء مخصوص اين مقاله در مورد مسئلهء اوّل قبلًا بيان شد و اكنون نوبت آن رسيده است كه به مسئلهء دوم بپردازيم و اختلاف‌نظر منطق تجربى و منطق تعقلى را شرح دهيم . در اين مسئله تاكنون تحقيق كافى و بىنياز كننده‌اى نشده است و مخصوصاً طرف‌داران منطق تعقلى در هيچ‌جا در صدد بيان مبسوط و مشروح و بىنياز كننده‌اى بر نيامده‌اند . ما با استفاده از اشارات و بيان‌هاى اجمالى كه كسانى مانند ابن‌سينا و خواجه نصيرالدين طوسى و صدرالمتألهين و ساير طرف‌داران منطق تعقلى در اين باب كرده‌اند و آن‌چه خود در اين جهت فكر كرده‌ايم ، نظريهء منطق تعقلى را تشريح و از آن دفاع مىكنيم . اختلاف نظر تعقلى و تجربى در لزوم تجربه يا تعقل نيست . نه منطق تعقّلى تأثير عظيم و شگرف تجربه را در تحقيقات علمى منكر است و نه منطق تجربى تعقل و تفكر را ، كه عمل ذهن است ، لغو و بىثمر مىداند . اختلاف در قوانين و مقياس‌هاى اصلى تفكر و طرز عمل ذهن در تفكرات است . اساساً منطق ، يعنى علم « ميزان » و « مقياس » . علماى منطق مىخواهند ميزان و مقياس اصلى صحت و سقم تفكرات را به دست بدهند . تجربيون مقياس اصلى را تجربه معرفى مىكنند و به وجود مقياس ديگرى قائل نيستند ، ولى تعقليون به يك سلسله اصول و مبادى عقلى مستقل از تجربه قائلند كه آن‌ها را « ميزان » و « مقياس » و « آلت سنجش » اصلى تفكرات مىدانند . به عقيدهء تعقليون ، تجربه هرچند مقياس و آلت سنجش بسيارى از مسائل است ، ولى تجربه مقياس اولى نيست ، بلكه مقياس درجهء دوم است ؛ يعنى يك سلسله مقياس‌هاى اصلى داريم كه بسيارى از مسائل و از آن جمله مقياس بودن تجربه را به وسيلهء آن مقياس‌هاى اصلى به دست آورده‌ايم . اينك براى توضيح نظريهء دو طرف به شرح ذيل مىپردازيم :